در سه سال آنچه بیندوختم از شاه و وزیر همه بربود به یکدم فلک چوگانی
دوش در خواب چنان دید خیالم که سحر گذر افتاد به اصطبل شهم پنهانی
بسته بر آخور او استر من جو میخورد تیزه افشاند به من گفت مرا میدانی
هیچ تعبیر نمیدانمش این خواب که چیست توبفرمای که در فهم نداری ثانی...