فاش

امید زمانی

Active member
آهسته تر باید

خوانده باشی به گوشم

واژه ای را که گداخته بود

از هرم لبانت

تا هوچی باد

اینگونه شهر را

از طنین سم ضربه سپید یال رویا

نیآ گنده باشد...

پاگردی نیست

و اشک

هر چقدر هم که پی دار

نمی تواند

کرک قاصدکان شوم را بخیساند

سپیده که سر برسد

کوچه پر از نجوای پیرزنان است و

قصه من و تو

سیب های نارسی

که در انتظار پوسیدن اند....
 
بالا